چگونه به شریک استراتژیک مشتریان تبدیل شویم و آنها را برای سالها حفظ کنیم؟
راز حفظ بلندمدت مشتریان: از فروشنده به شریک استراتژیک
بسیاری از آژانسها با وجود ارائه نتایج قوی، مشتریان خود را از دست میدهند، زیرا از جایگاه یک شریک استراتژیک به یک مجری صرف دستورات تنزل پیدا میکنند. این مقاله توضیح میدهد که چرا این تغییر بزرگترین تهدید برای ارزش طول عمر مشتری است و چگونه میتوان با تغییر رویکرد، ارتباطی پایدار و سودآور با مشتریان ساخت.
هر صاحب آژانسی این حس را تجربه کرده است: رابطهای که زمانی مانند یک شراکت بود، به آرامی به یک فهرست وظایف تبدیل میشود. شما یک درخواست دریافت میکنید، آن را اجرا میکنید، گزارش میدهید و منتظر درخواست بعدی میمانید. در این مسیر، شما دیگر آن فردی نیستید که مشتریان قبل از تصمیمگیری با او تماس میگیرند، بلکه فردی هستید که بعد از تصمیمگیری به سراغش میآیند.
این تغییر، از مشاور استراتژیک به مجری دستورات، یکی از بزرگترین تهدیدها برای ارزش طول عمر مشتری در صنعت سئو است. این اتفاق آنقدر بیصدا رخ میدهد که اکثر آژانسها تا زمان بازنگری قرارداد یا دریافت نامه فسخ قرارداد متوجه آن نمیشوند، حتی زمانی که نتایج قوی بودهاند.
طبق گزارشی در سال ۲۰۲۵ از ANA و 4As، میانگین عمر رابطه مشتری و آژانس اکنون حدود هفت سال است که بیش از دو برابر میانگین ۳.۲ ساله در سال ۲۰۱۶ است. همین گزارش نکتهای گویاتر را نشان داد: روابط بدون دورههای بازنگری اجباری به طور متوسط ۸.۱ سال طول میکشید، در حالی که این رقم برای مشتریانی که بازنگریهای رقابتی منظم داشتند فقط ۳.۸ سال بود.
تفاوت در کیفیت کار نبود، بلکه در این بود که آیا مشتری آژانس را قابل تعویض میدید یا خیر. این موضوع بر اساس نوع آژانس نیز متفاوت است؛ آژانسهای خدمات کامل و یکپارچه با میانگین ۷.۳ سال، ارزش طول عمر مشتری بسیار بیشتری نسبت به آژانسهای تکرسانهای با میانگین حدود ۳.۷ سال داشتند. این آمار به وضوح تفاوت بین یک «فروشنده» و یک «شریک» را نشان میدهد.
در ادامه، روشهایی برای قرار گرفتن در سمت درست این معادله ارائه میشود.
چرا جایگاه «فروشنده» ارزش طول عمر مشتری شما را محدود میکند؟
در حالی که یک فروشنده بر اساس قیمت و خروجی ارزیابی میشود، یک شریک استراتژیک بیشتر بر اساس نتایج، قضاوت و اغلب، رابطهای که با آژانس خود دارد، سنجیده میشود. وقتی مشتری شما را یک فروشنده میبیند، هر گفتگوی تمدید قرارداد با این سؤال آغاز میشود: «در ازای پولمان چه چیزی به دست آوردیم؟» و هر افت در کسبوکار خود مشتری، دلیلی برای قطع کردن بودجه شما میشود.
اما وقتی مشتری شما را یک شریک میبیند، گفتگو به این سمت میرود: «قدم بعدی ما چه باید باشد؟» و بودجه شما به یکی از آخرین مواردی تبدیل میشود که به فکر حذف آن میافتند. جایگاه فروشنده به ندرت ناشی از کار ضعیف است؛ بلکه ناشی از آژانسهایی است که فقط در زمان تحویل کار ظاهر میشوند، هرگز نظری خارج از چارچوب قرارداد ارائه نمیدهند و اجازه میدهند تیم داخلی مشتری تمام گفتگوهای استراتژیک را مدیریت کند.
چه چیزی واقعاً یک شریک را از یک فروشنده متمایز میکند؟
سه عادت کلیدی، آژانسهایی را که مشتریان برای سالها حفظ میکنند از آنهایی که پس از یک فصل بد جایگزین میشوند، جدا میکند:
۱. شرکا در مورد اخبار بد پیشدستانه عمل میکنند: فروشندگان منتظر میمانند تا از آنها در مورد افت ترافیک سؤال شود. شرکا خودشان ابتدا این موضوع را با توضیحات و یک برنامه عملی مطرح میکنند. این کار به نظر کوچک میآید، اما کنترل روایت را تغییر میدهد. مشتریای که قبل از اینکه خودش متوجه مشکلی شود از آژانس خود در مورد آن میشنود، به قضاوت آن آژانس اعتماد میکند.
۲. شرکا سئو را به معیارهایی که مشتری دنبال میکند، متصل میکنند: فروشندگان در مورد رتبهها و بازدیدها گزارش میدهند. شرکا این معیارها را به درآمد، رزرو یا هر عددی که رهبری مشتری در داخل سازمان ارائه میدهد، ترجمه میکنند. قبل از ارسال گزارش بعدی، بفهمید چه عددی در جلسات رهبری مشتری مورد بحث قرار میگیرد و گزارش خود را حول آن عدد بسازید.
۳. شرکا نظراتی فراتر از قرارداد خود دارند: فروشندگان در محدوده کاری خود باقی میمانند. شرکا به مشتری خواهند گفت که صفحه فرود آنها به نرخ تبدیل آسیب میزند، حتی اگر بهینهسازی نرخ تبدیل در قراردادشان نباشد؛ زیرا محافظت از نتایج مشتری مهمتر از محافظت از مرزهای قرارداد است. سئو با کانالهای بازاریابی دیگر مانند تبلیغات کلیکی (PPC) و رسانههای اجتماعی ارتباط تنگاتنگی دارد، بنابراین داشتن درک کافی از تعامل این کانالها به شما امکان میدهد نظرات مستقیمی در مورد تأثیر هر حوزه بر کار خود و بالعکس داشته باشید.
راههای عملی برای تغییر از فروشنده به شریک استراتژیک
یک نظرسنجی از بیش از ۳۰۰ آژانس توسط «دیتا باکس» (Databox) و «زنپایلوت» (ZenPilot) نشان داد که ارتباطات، بیش از نتایج واقعی، بیشترین تأثیر را بر رضایت مشتری دارد. اکثر آژانسها فقط طبق یک برنامه گزارشدهی ثابت ارتباط برقرار میکنند. شرکای استراتژیک یک کانال غیررسمی دوم اضافه میکنند: یک پیام کوتاه هنگام وقوع اتفاقی جالب، خوب یا بد، خارج از پنجره گزارشدهی معمول.
همچنین، گسترش هدفمند دامنه خدمات، به جای پذیرش منفعلانه آن، نشانه یک شریک است. وقتی تیم شما مدام درخواستهایی خارج از قرارداد دریافت میکند، این به معنای آن است که مشتری به شما میگوید چه خدمات دیگری از شما انتظار دارد. به جای انجام رایگان این کارها، مشکلات مرتبط را شناسایی کرده، آنها را به عنوان یک توسعه هدفمند پیشنهاد دهید و قیمتگذاری کنید.
دانش سازمانی خود را به یک مزیت غیرقابل جایگزین تبدیل کنید. هر سالی که یک آژانس با مشتری کار میکند، باید دانشی انباشته کند که یک آژانس جدید نمیتواند در شش ماه اول به آن دست یابد. این دانش را در یک سند استراتژی مشترک بنویسید که به مرور زمان تکامل مییابد. این کار هزینه تغییر آژانس را برای مشتری بالاتر از هزینه ماندن با شما نشان میدهد.
در دورههای آرام که هیچ بحران یا پیروزی بزرگی وجود ندارد، فعال باشید. از این دورهها برای ارائه ایدههایی که مشتری درخواست نکرده، مانند تحلیل رقبا یا پیشنهاد یک تست جدید، استفاده کنید. ابتکار عمل در دورههای آرام به عنوان تفکر استراتژیک تلقی میشود، در حالی که سکوت به معنای بیتفاوتی است.
در نهایت، قیمتگذاری خود را برای شراکت تنظیم کنید، نه برای انجام وظیفه. قیمتگذاری ساعتی یا پروژهای، تفکر فروشندگی را تقویت میکند. قیمتگذاری مبتنی بر حق اشتراک (Retainer) که به اهداف مشترک گره خورده است، از همان ابتدا انتظارات را برای یک رابطه استراتژیک و مداوم تنظیم میکند.
چرا مهم است؟
این مقاله راهکارهای عملی برای افزایش نرخ حفظ مشتری و ارزش طول عمر آنها ارائه میدهد که مستقیماً بر سودآوری آژانسهای دیجیتال مارکتینگ تأثیر میگذارد.
اقتباسی از: Search Engine Journal - SEO
نظرات (۰)
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باشید.